جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

366

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

مهاجرت داشتند و از هر طبقه و سن و سال در راه عبور و مرور مىكردند سواره يا پياده غنى و فقير ، سادات و يا افرادى دغل ، خلاصه مجموعه‌اى از همه قسم اشخاص با قدر و وقار و افراد بسيار ناجور و جالب‌نظر مشرق زمين . كاروانسراى - هنگام شب اين همه افراد و عناصر مختلف متضاد ( چون زوار از هر ناحيه و ديارى مىآيند ) به كاروانسرائى كه در فواصل ده تا پانزده ميل در سراسر جاده هست پياده مىشوند و شب مىمانند . من بارها نام اين كاروانسراها را ذكر كردم و جا دارد اجمالا يكى از آنها را معرفى كنم . كاروانسرا در شرق همان مسافرخانهء « 1 » غربى است . اما اين تجانس فقط لفظى است . در كاروانسرا عنوان خطى مباهات‌آميز يا سرسراى نشاطانگيز و يا بار درخشان يا مهمانخانه‌دار خوش‌تعارف و يا صاحبى سرخ‌رو در كار نيست . در كاروانسرا شايد فقط يك نفر سرايدار هست لا غير . مسافر بايد همهء كارش را خودش انجام بدهد . اسبها را در طويله جا بدهد اسباب سفر خود را جمع و محافظت كند . چراغش را روشن و خوراكش را گرم كند و معمولا هم ساختمانى بزرگ است مربع يا مستطيل از آجر يا سنگ با اطاق‌هائى در اطراف و موازى با محوطه‌اى باز در وسط . دو ضلع خارجى و ديوار عقب آن ساده است و از دور بنا شبيه قلعهء عظيمى است و اين درست همان قصد و خيالى است كه تعمدا دارند چون برجهائى در چهارگوش و سنگرى در بالاى هريك از آنها است . ديوار خارجى يا نماى كاروانسرا چند طاقچه با سكو در حدود دو پا از كف زمين دارد كه در هواى گرم براى خواب استفاده مىشود . در بزرگى مدخل محوطهء داخلى است و در بالاى آن گاهى برج و يا بالاخانه هست و حياط كه در حدود پنجاه يا رد مساحت دارد و اطراف داراى سكوهائى است با سقف باز نظير آنهائى كه در ديوار خارجى بوده است . در

--> ( 1 ) - inn